پخش و دانلود آهنگ
دانلود آهنگ 128 دانلود آهنگ 320
متن آهنگ

متن آهنگ شب شکیلا

چه شد شاعر که در باغم گلی دیگر نمی‌روید
به آهنگ قدمهایم کسی شعری نمی‌گوید
چه بیهوده گل آلوده که باران هم نمی‌شوید
ببین حتی گل شب بو شب ما را نمی‌بوید
هنوز از تو در این میدان صمیمی‌تر نمیبینم
از این تنها درخت شب کسی را سر نمی‌بینم
هنوز این من هنوز این تو قدیمی‌تر ولی از نو
به جز چشم سیاه تو شبی دیگر نمی‌بینم

غم چشمان آهو را تو می‌فهمی
عبور از نور جادو را تو می‌فهمی
غریق و موج و پارو را تو می‌فهمی
سکوت هر غزل‌گو را تو می‌فهمی
تو می‌فهمی ، تو می‌فهمی ، تو می‌فهمی
تو می‌فهمی ، تو می‌فهمی ، تو می‌فهمی
هنوز از تو در این میدان صمیمی‌تر نمیبینم
از این تنها درخت شب کسی را سر نمی‌بینم
هنوز این من هنوز این تو قدیمی‌تر ولی از نو
به جز چشم سیاه تو شبی دیگر نمی‌بینم

از این هستی چنان مستم که می‌لرزم که می‌بارم
که در شام غزل‌سوزان تو را دارم تو را دارم
پر از سوزم پر از روزم چه رنگینم چه هوشیارم
ببین با تو چه بیدارم چه بسیارم چه سرشارم
هنوز از تو در این میدان صمیمی‌تر نمیبینم
از این تنها درخت شب کسی را سر نمی‌بینم
هنوز این من هنوز این تو قدیمی‌تر ولی از نو
به جز چشم سیاه تو شبی دیگر نمی‌بینم

دیدگاهتان را بنویسید