پخش و دانلود آهنگ
دانلود آهنگ 128 دانلود آهنگ 320
متن آهنگ

متن آهنگ مرد خسته سعید محمدی

تنها نشسته یه مرد خسته میکشه آهی از سینه
چشماشو دوخته به قاب عکسی که توش یه نقش غمگینه
یاد گذشته میاد به ذهنش چشماش از عشقی لبریزه
میگیره عکسو تو دست گرمش بوسه از لبهاش میریزه
دست میکشه روس عکس حس میکنه گرمیشو
میخواد که با حسش بگه غربت تلخ تنهاییشو
خاطره ها جزیی از زندگی فردا شه
میدونه عکس رو طاقچه همدم و مونس شبهاشه
تنها نشسته یه مرد خسته میکشه آهی از سینه
چشماشو دوخته به قاب عکسی که توش یه نقش غمگینه
یاد گذشته میاد به ذهنش چشماش از عشقی لبریزه
میگیره عکسو تو دست گرمش بوسه از لبهاش میریزه

دست میکشه روس عکس حس میکنه گرمیشو
میخواد که با حسش بگه غربت تلخ تنهاییشو
خاطره ها جزیی از زندگی فردا شه
میدونه عکس رو طاقچه همدم و مونس شبهاشه
تنها نشسته یه مرد خسته میکشه آهی از سینه
چشماشو دوخته به قاب عکسی که توش یه نقش غمگینه
یاد گذشته میاد به ذهنش چشماش از عشقی لبریزه
میگیره عکسو تو دست گرمش بوسه از لبهاش میریزه
تنها نشسته یه مرد خسته یه مرد خسته تنها نشسته
تنها نشسته یه مرد خسته یه مرد خسته تنها نشسته …
تنها نشسته یه مرد خسته یه مرد خسته تنها نشسته …

دیدگاهتان را بنویسید